ANALYSIS OF THE EXECUTIVE COMPONENTS OF THE FARMER
FIELD SCHOOL (FFS) PROJECT (GRAPE GARDENERS) IN UROMIEH
COUNTY OF WEST AZERBAIJAN PROVINCE, IRAN
JALALZADEH.M*, FARJADNIA.K, KHEZERLOU.B, GHASEMI.J
ABSTRACT
The purpose of this study was to investigate the executive components of the
Farmer Field School (FFS) project in Uromieh county of West Azerbaijan
Province, Iran. All the members and non-members (as control group) of FFS
pilots in Uromieh county (N= 98) were included in the study. Data were collected
by use of Census method. After gathering the questionnaires, 18 number of them
were not appropriate for analyzing and so eliminated than questionnaires (and
also 18 number of control group), and the population became N=60. The research
design was a Quasi-experimental method. A questionnaire was designed and
employed to gather the required data. Cronbach's alpha computed to measure
reliability of the questionnaire and its rate was 0.86. Face validity of the
instrument was determined by experts of the ministry of agricultural jihad. The
findings revealed that the execution of FFS was moderately appropriate. Also the
findings revealed that there was significant correlation between members and
non-members (as control group) of FFS pilots in productivity of grape gardens.
Also the result of t-student test revealed that members and non-members are
different from: scientific skill, awareness and the level of knowledge and
information.
Key words: Farmer Field School (FFS), Executive components, Uromieh County
printed in Global Approaches to Extension Practice (GAEP), Vol. 4, No. 2, 2008
يك خبر ناب
بايد به عرض خوانندگان اين وبلاگ برسونم، نسخه انگليسي اين وبلاگ به كمك دوستان راه اندازي شده است. از اون وبلاگ هم بازديد كنيد و ما رو از نظرات ارزشمندتون بهره مند سازيد.
با تشكر
منابع آزمون دكتري ترويج كشاورزي
ترويج كشاورزي
بهبود ترويج كشاورزي
سناريوهاي ترويج كشاورزي (دكتر حسيني)
مباحث نوين در ترويج كشاورزي (دكتر فمي)
مباني ترويج كشاورزي جلد 2
جزوه ترويج كشاورزي كارشناسي ارشد (دکتر ملك محمدي)
رهيافتها و فنون مشاركت در ترويج و توسعه كشاورزي (دكتر فمي) بعضي از فصول
كاربست فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطات (دكتر اسدي) بعضي از فصول
کتاب رویکرد سیستمی در ترویج و توسعه کشاورزی(دکتر اسدی)
جزوه ارتباطات دكتر رضوانفر (دوره دكتري)
جزوه فلسفه ترويج كشاورزي (دوره دكتري)
فصل ارزشيابي كتاب چهار بنيان دكتر حجازي
جزوه ارزشيابي كارشناسي ارشد و دكتري، دكتر حجازي
مديريت ترويج كشاورزي
مديريت رفتار سازماني (علاقهبند)
مباني رفتار سازماني رابينز (جلد 1- 2 – 3 البته بعضي از فصول)
مديريت ترويج كشاورزي (چيذري) بعضي از فصول
جزوه كارشناسي ارشد (ملك محمدي)
برنامه ريزي ترويجي
کتاب برنامه ریزی در ترویج کشاورزی، دکتر میرک زاده در دست چاپ، انتشارات دانشگاه رازی کرمانشاه
جزوات كارشناسي و ارشد دكتر اسدي،
برنامه ريزي منطقهاي كلانتري (مباحث نظري، چند فصل اول)
آمار
جزوات كارشناسي ارشد دكتر موحد و دكتر فمي
كتاب آمار پيشرفته منصور فر مباحث مقايسات روشهاي آماري
جزوه آمار ناپارامتري منصورفر
كتاب SPSS دكتر كلانتري
روش تحقيق
جزوه روش تحقيق دكتر رضوانفر
روش تحقيق سرمد
جزوه روشهاي تحقيق كيفي دكتر حسيني
جزوه روش تحقيق ارشد دكتر كلانتري
مباني روش تحقيق در علوم رفتاري (كرلينجر) جلد 1، 2 ، بعضي از فصول
آموزش بزرگسالان
آموزش بزرگسالان (سرمد)
جزوه آموزش بزرگسالان دكتري دكتر موحد
جزوه ارشد آموزش بزرگسالان دكتر حسيني (ورودي 84)
جامعه شناسي توسعه
جامعه شناسي توسعه ازكيا (جلد سبز)
جامعه شناسي توسعه و توسعه نيافتگي روستايي ايران (ازكيا)
ديدگاه بين الملل توسعه (دكتركوهپايي)تا فصل 4
جزوه شفرد دكتر حسيني (ارشد توسعه)
چالش با حرفه ها، بعضي از فصول (خرمايي)
جامعه شناسي (كلانتري) بعضي از فصول
معرفي كتاب
با سلام
كتابي رو كه امروز مي خواهم براتون معرفي كنم كتابي تحت عنوان"Poverty Oriented Agricultural and Rural Development " نوشته شده در سال 2007 توسط Hartmut Brandt و Uwe Otzen توسط انتشارات Taylor & Francis است. خوندن اين كتاب رو به تمام علاقمندان توسعه كشاورزي و روستايي پيشنهاد مي كنم. براي دسترسي به فايل الكترونيكي اين كتاب مي توانيد به آدرس زير مراجعه فرمائيد:
توسعه كشاورزي و روستايي فقر محور (حجم فايل: 68/5 مگابايت)
دورنماي توسعه روستايي و كشاورزي در ايران و چين
(با مروري بر تاريخچه اصلاحات)
محمد جلالزاده- دانشجوي كارشناسي ارشد توسعه روستايي دانشكده اقتصاد و توسعه كشاورزي دانشگاه تهران
تلفن تماس: 09143473822
سيد محمود حسيني- دانشيار دانشكده اقتصاد و توسعه كشاورزي دانشگاه تهران
چكيده
تا چند دهه پيش قاره آسيا بيشتر به صورت يك مصرف كننده بزرگ در سطح جهان مطرح بود.اما امروزه آسيا بيش از 50 درصد صادرات جهان را دارد و در مقابل دريافت كننده 50 درصد سرمايهگذاريهاي خارجي ميباشد. شايد وسعت اراضي اين قاره و وجود جمعيت فراوان ونيروي كار بسيار در اين قاره از عوامل مهم و تاثيرگذار در اين مطلب باشند.اما بيشك سهم عمدهاي از اين موفقيتها نيز مرهون سياستهاي درست و تفكراتي است كه آنها را رقم زدهاند.در بين كشورهاي آسيايي چين از جمله كشورهايي است كه حركت رو به جلو و پر شتابي را در عرصههاي مختلف جهاني آغاز نموده است.در اين مقاله سعي بر آن شده است تا با مروري بر تجارب كشور چين و كشور ايران در زمينه توسعه روستايي و كشاورزي و با پيش درآمدي بر اوضاع فعلي ايران، با تامل بيشتر به بررسي تجارب كشور چين و مقايسه آنها در ايران پرداخته شود و در نهايت نكات مثبت و درسهايي كه از اين كشور و فرآيند اصلاحات كشاورزي در آن به چشم ميخورند مورد نقد و تجزيه و تحليل قرار گيرند. اين مقاله مبتني بر روش مقايسهاي- تحليلي بوده و در پي پاسخ به اين پرسش است كه آيا تجارب توسعه روستايي و كشاورزي در چين را ميتوان به عنوان الگويي در ايران به كار بست؟ در نهايت آنچه كه به عنوان نتيجه حاصله بدست آمد، بيانگر اين مطلب است كه الگوي توسعه روستايي و كشاورزي در چين داراي نكات قوت و ضعفي ميباشد كه ميتوان به طور جداگانه آنها را مورد تجزيه و تحليل قرار داد، ولي آنچه كه مهم است اجتناب از تكرار برخي سياستها مانند عدم احترام به مالكيت فردي ميباشد كه در گذشته و در قالب تاسيس نهادهايي مانند شركتهاي سهامي زراعي در ايران تجربه گشته است. فلذا نميتوان تجربه چين در زمينه توسعه روستايي و كشاورزي را بدون مطالعه كافي در مورد ايران بكار بست.
كليد واژهها: دورنما، توسعه كشاورزي و روستايي، كشور چين، كشور ايران، درسها
پنج اصل کارل وينبرگ در آموزش بزرگسالان
كارل وينبرگ پنج اصل مهم را در آموزش بزرگسالان برشمرده كه داراي نقشي کاربردي براي آموزشگران و مروجان براي ارتباط با ارباب رجوعان بزرگسال است كه اين پنج اصل به اين شرح ميباشند:
1. افراد در محيط آزاد ياد مي گيرند نوع محيطي که آزاد است به افراد اجازه مي دهد تا استعدادهاي نهفته خود را آشکار سازند.محيط يادگيري فراگير بزرگسال بايد اجازه دهنده و تشويق کننده حس خود مختاري (self – determination) و خود بيان گريself – expression)) باشد.
2. کسي مي تواند ياد بگيرد که بتواند تجربيات خود را با جهان پيرامون خود وصل نمايد.اين اصل در واقع نشات گرفته از نظر يادگيري از طريق عمل جان ديويي است.همواره بايد تجربه عملي براي فراگير بزرگسال فراهم شود.
3. افراد با تشريک مساعي ياد مي گيرند با وجود يادگيري با تشريک مساعي وينبرگ شرح مي دهد که معني آن الزاما به گروه بر نمي گردد بلکه آن اشاره دارد به تکيه به ديگران براي تائيد تجربه يادگيري به جاي به تعويق انداختن آن.آن شامل بازخورد سازنده در يک محيط غير رقابتي مي شود.
4. افراد بيشتر به شکل دروني ياد مي گيرند يادگيري زماني بيشترين معني را دارد که از درون فرد شکل گرفته باشد به جاي اينکه توسط منابع بيروني ترسيم شده باشد.
5. يادگيري افراد با شخصيت انساني خودشان مرتبط است.
برخي از يافته هاي تحقيقاتي فرآيند يادگيري كه مي توانند براي راهنمايي هايي براي عمليات آموزشي به كار گرفته شوند، در زير آورده شده است:
1.آمادگي بزرگسالان براي يادگيري به ميزان يادگيري قبلي او وابسته است.دانشي كه يك فرد اندوخته است سبب توانايي بيشتر فرد جهت جذب اطلاعات جديد مي شود. تنوع خصوصيات تجربيات آموزشي گذشته يك گروه از يادگيرندگان بزرگسال، روي تنوع نقطه شروع هر فعاليت آموزشي تاكيد مي كند.
2.انگيزه باطني، يادگيري عميق تر و پايدارتري را ايجاد ميكند. وقتي نياز مستقيما توسط يادگيري خودش برآورده ميشود، آنچه ياد گرفته ميشود، جز مكمل يادگيرنده است. ساختن يك فعاليت آموزشي در زمينه نيازهاي يادگيري بزرگسالان ، يادگيري پايدارتري را تضمين ميكند.
3.تقويت مثبت (پاداش) يادگيري نسبت به تقويت منفي (تنبيه) مؤثرتر است. بسياري از بزرگسالان به دليل تجربيات منفي در آغاز مدرسه رفتن، سست هستند و مي ترسند. احساس موفقيت در يادگيري بزرگسالان براي يادگيري مداوم و مشاركت بزرگسالان ضروري است.
4.براي حداکثر کردن يادگيري، اطلاعات بايد به طور سازمان يافته ارائه شود. مطالب مي تواند از ساده به پيچيده مرتب شوند يا مي تواند حول و حوش مفاهيم مرتبط سازمان دهي شوند. نقطه شروع سازمان دهي مطالب براي بزرگسالان به دانش و تجربيات گذشته بزرگسالان مرتبط مي شود.
5.يادگيري، به ويژه راجع به توسعه مهارت، با تكرار افزوده مي شود.
6.مطالب پر معنا و وظايف، نسبت به مطالب بي معني آسانتر يادگرفته مي شوند و ديرتر فراموش مي شوند. اين موضوع به ويژه براي فراگيران بزرگسال مسن تر درست است. چالش تسهيلگران يادگيري بزرگسالان يافتن راهي است كه مطالب به طور معناداري با تجربيات و نيازهاي فراگيران مرتبط شود.
7.مشارکت فعال نسبت به منفعل در فعاليت يادگيري، يادگيري را افزايش مي دهد. آموزشگران بزرگسالان كه براي مشاركت فعال اجازه مي هند، به پايدار و پر معني شدن يادگيري كمك
مي كنند.
8. عامل هاي زيست محيطي روي يادگيري تاثير مي گذارند. مواردي محسوس از قبيل صدا، مكان شلوغ، دما، نور و ... مي توانند مانع از فرايند يادگيري شوند. عامل هاي ديگر از قبيل تنش، استهزا، فشار، خستگي و سلامتي كم هم مي توانند يادگيري را كاهش دهند.
عمليات يادگيري بزرگسالان مسن تر، به طور ويژه توسط عامل هاي زيست محيطي تحت تاثير قرار مي گيرند.
10 اصل مهم در ترويج كشاورزي
اصول ده گانه اجتماعی در ترويج
کشاورزی به عنوان يک انديشه و تفکر با مسائل تکنيکی خاص خود کاربرد علم را برای حل مسائل به سوی خود جلب نموده است. كشاورزي يعنی مردم. بقاء کشاورزی وابسته به بقاء و قابليت دوام اجتماعات روستايی دارد پايداری ابعاد مختلفی دارد که اين ابعاد، ابعاد اجتماعی، اقتصادی و محيطی می باشند. در بين اين ابعاد سه گانه آنچه به عنوان يک فقدان مطرح است آگاهی از مسائل اجتماعی است. يکسری از اصولی که بايد به آن توجه کرد تا بتوان به کشاورزان در کمک کرد عبارتند از:
اصل اول: زراعت(كشاورزي) يک شيوه اجتماعی- فرهنگی است.
دراين اصل به اين مسئله تاکيد می کند که كشاورزي بيشتر از آنکه يک فعاليت تکنيکی باشد يک عمل اجتماعی- فرهنگی است. در اين مفهوم كشاورزي به عنوان يک راه زندگی کردن مطرح می شود که می تواند برای كمك به كشاورزان در آينده به ما کمک کند.
اصل دوم: کشاورزان همه يکسان نيستند.
جامعه كشاورزي همگن نيست تنوع زيادی اين جامعه را فرا گرفته است. فقير- غنی، بزرگ-کوچک، پير- جوان، گرايش به پذيرش ايده های جديد- گرايش به حفظ روش های صحيح و آزموده شده(ديرپذيران و عقب مانده در ترويج) اين طبقه بندی ها ما را به اين واقعيت رهنمون می کند که هيچ مشکل جداگانه ای، هيچ راه حل جداگانه ای، هيچ راهبرد ترويجی و هيچ بهترين رسانه انبوهی که ترويج بتواند منحصراً بکار برد وجود ندارد. و اين طيف مختلف کشاورزان اولويت های مختلف تحقيقاتي، راه های مختلف کار کردن و حل کردن مشکلات را می طلبد و ترويج بايد همه اين ها را در نظر بگيرد.
اصل سوم: پذيرش يک فرايند اجتماعی- فرهنگی است.
در گذشته ترويج به عنوان يک فرايند ارتباطی به شمار می رفت که به عنوان نو کننده ايده ها مورد توجه بود و کشاورزان به عنوان پذيرندگان انفعالی ترويج مطرح بودند. اما امروزه سعی بر آن است تا پذيرش به عنوان يک فرايند اجتماعی و يک عکس العمل متفکرانه در برابر ايده های مطرح شده توسط ترويج تلقی گردد. دراينجا نبايد فراموش گردد که پذيرش يک عمل مجزا توسط يک فرد نيست زيرا اين پذيرش در يک زمينه اجتماعی صورت می گيرد.
اصل چهارم: سودمندی نيروی اصلی پيشبرنده کشاورزان نيست.
عکس انتظار بسياری از اقتصاد دانان، مروجان و دانشمندان کشاورزی حداکثر سود مهمترين مسئله در زندگی کشاورزان نيست، کشاورزان هميشه به دنبال يک درآمد معقول در قبال يک اندازه کار معقولانه با مقدار ريسک معقول بوده اند.
اصل پنجم: انجام دادن کارهای صحيح[1] يک نيروی انگيزشی برای به حرکت درآوردن کشاورزان است.
کشاورزان آنچه را «کارهای صحيح» می دانند انجام می دهند اين شيوه تفکر ما را به مديريت خوب مزرعه[2] سوق می دهد و اين مسئله شامل ايده هايی درباره شيوه های زراعی، مديريت محيط و نظارت است. تحقيقات اجتماعی مختلف نشان داده است که هر يک از کشاورزان تصوری در ارتباط با مديريت خوب مزرعه دارند که اين يک مفهوم اجتماعی است که کشاورزان جهت گيری خود در ارتباط با مديريت خوب مزرعه را به واسطه تعامل با ديگر کشاورزان، با کارشناسان ترويج، و در معرض رسانه های انبوهی قرار گرفتن می گيرند.
اصل ششم: کشاورزان مسائل محيطی را از ديگر مسائل مديريتی مزرعه تشخيص نمی دهند.
ما گفتيم کشاورزان دوست دارند کارهای صحيح انجام دهند اما مديريت خوب مزرعه شامل مسائل توليد، مسائل محيطی و همچنين مسائل اجتماعی است. در حال حاضر ارائه دهندگان خدمات ترويجی در حال تمايز قائل شدن بين اين سه مسئله هستند و هنوز برای کشاورزان اين مسئله بی معنی است روش های کشاورزی شامل هردو نتايج توليدی و محيطی است که اين بايد در اطلاع رسانی های ترويج برای کشاورزان در نظر گرفته شود.
اصل هفتم: زنان يک بخش از مزارع هستند.
عموماً مزرعه تجسمی از افراد جداگانه ای از کشاورزان مرد است و کلمه کشاورز يک واقعيت را در مديريت مزرعه در پوشش قرار داده و آن نقش انکار نکردنی زنان در مديريت مزرعه است. نقش زنان در مديريت مزرعه روز به روز رو به افزايش است و با افزايش کارهای خارج از مزرعه برای مردان نقش زنان در مديريت مزرعه پر رنگتر شده است. با توجه به اين امرترويج با مسائل جديد روبرو شده است و بايد زنان را به عنوان يک بخش از مزرعه و به عنوان يک ذينفع در نظر بگيرد.
اصل هشتم: اصل عدم پذيرش توسط کشاورزان باعث تخريب زمين نگرديده بلکه بيشتر شيوه هايي که در گذشته توسط ترويج اشاعه شده باعث اين امر شده است.
بسياری از کارشناسان ترويج معتقدند که عدم پذيرش شيوه های مطرح شده توسط آنان باعث تخريب زمين و مسائل زيست محيطي شده است. در حالی که در گذشته شيوه هايي که از طرف آن ها اشاعه شد و مورد پذيرش قرار گرفت باعث تخريب زمين و به وجود آمدن مسائل زيست محيطي شد مثل پاکسازی درختان در بعضی مناطق که با شور شدن خاک همراه بود يا استفاده از سوپر فسفات که باعث بالا رفتن اسيديته خاک شد.
اصل نهم: اغلب کارشناسان ترويج فکر می کنند بهترين راه بهبود مديريت مزرعه تغيير نگرش کشاورزان با برنامه های آموزشی و ترويجی است.
اما ما بايد اين را بدانيم که کشاورزان با برنامه هاي حفاظت محيط مخالفتي ندارند. پيمايش ها نشان داده که کشاورزان نگرش مثبتی نسبت به مديريت محيطی دارند. به هر حال اين ديدگاه که معتقد است کشاورزان با مديريت محيط خصومت دارند اشتباه است در حالی که بسياری از طرفداران حفظ منابع طبيعی[3]،کارشناسان ترويج و دانشمندان کشاورزی فعاليت های کشاورزان را عامل اصلی تخريب زمين می دانند مسئله اصلی اين است، فهم هر کشاورز از کشاورز ديگر مختلف است و ما با يک کشاورز روبرو نيستيم اما می توان از تلاقی همه اين ديدگاه ها يک راه مناسب برای مديريت خوب مزرعه برای هر منطقه پيدا کرد.
اصل دهم:ترويج فقط يک اثر کوچک دارد.
فهم مسائل اجتماعی کشاورزی و فرايند پذيرش اين درک را به وجود می آورد كه تاثير بر تغيير گسترده (تغييرات زياد و تغييرات روی درصد زيادی از جامعه کشاورزی) نامحتمل است اين به آن معنی نيست که ترويج غير موثر و ناموفق بوده است بلکه به اين معنی است که بايد انتظار واقعی از درجه تغيير که اتفاق می افتد داشته باشيم. هنگامی که انتظارات واقعی تر باشد ترويج موفق تر خواهد شد(وانكلي،2004).
[1] Doing The Right Things
[2] Good Farm Management
[3] Conservationists
تبريك

ایام میلاد شمس الشموس ، امام رئوف ، ثامن الحجج
« علی بن موسی الرضا علیه السلام »
بر دوستداران و شیعیان آن حضرت تهنیت باد
Agricultural E-commerce
Agricultural E-commerce
A new service-An essential necessity
Mohammad Jalalzadeh[1] -Hossein Shabanali Fami2
Abstract
It is obvious that mankind is living in the age of information and communication technology (ITC). Nowadays one of the main indicators of development in any country refers to its status in the information and communication technologies. Likewise the importance of agricultural marketing is rapidly increasing. Information technology is one that helps us to gather, save, store, process, retrieval, transmit, receive and manage information. One of the main applications of ITC is E-commerce. This technology helps individual producers and economic organizations or enterprises to trade easily and advertise their goods and services effectively. So E-commerce can be very vital and important to agricultural commerce. This article explains the capabilities of agricultural E-commerce and analyzes its role in the agricultural commerce of Iran.
Key words: Information and communication technology, Agricultural E-commerce, Iran
Correspondence authors: 1- Master of science student of rural development, faculty of agricultural economics and development,
2- Assistant professor, faculty of agricultural economics and development,
معرفي كتاب
با سلام
اولين كتابي رو كه مي خواهيم براتون معرفي كنيم كتابي تحت عنوان"Communication for Rural Innovation: Rethinking Agricultural Extension " نوشته شده در سال 2004 توسط Cees Leeuwis و Anne Van den Ban توسط انتشارات Blackwell Science است. در واقع اين كتاب چاپ سوم كتاب "Agricultural Extension" نوشته هاوكينز و ون دن بن به سالهاي 1988 و 1996 مي باشد كه با رويكردي جديد به ترويج كشاورزي در 426 صفحه به چاپ رسيده است چاپ دوم اين كتاب توسط دكتر اسدالله زمانيپور و دكتر محسن تبرائي ترجمه و توسط نشر دانشگاه فردوسي مشهد در سال 1385 به چاپ رسيده است. براي دسترسي به فايل الكترونيكي اين كتاب مي توانيد به آدرس زير مراجعه فرمائيد.
NRMES
Introduction To Natural Resources Management Extension System (NRMES); Rethinking In Extension Systems For 21st Century
(Rezaei et al., 2008)
Abstract
The challenges to agricultural extension in the early 21 st century derive, on the one hand from challenges that farmers and agriculture face in view point of their ever - changing social and natural environment and the other hand, to address combination of the growing world's population, economic growth and limited natural resources, especially in many developing nations, is creating serious long term sustainability problems for the world's natural resources. Growing food demands, soil nutrient depletion is occurring in many tropical and subtropical countries, and land degradation and desertification continues to progress in many other countries. In most countries there is an urgent need for public extension and advisory organizations to allocate more resources and effort to educating farmers how to use sustainable natural resource management practices. The purpose of the paper is to present of New Extension System for access to Natural Resources Management (NRM) goals that we called ; NRM Extension System (NRMES).
Keywords: Natural Resources Management Extension System (NRMES), Rethinking, Extension systems
Global Approaches to Extension Practice Vol. 4 (1) 2008: pp. 93-103
رويكرد اول
رويكرد ارزشيابي مطالعات مبتني بر تصميم/ پاسخگويي
رويكرد مبتني بر تصميم/پاسخگويي، تاكيد دارد كه ارزشيابي بايد به صورت فعال و پيش گيرانه به بهبود برنامه كمك كرده و براي قضاوت در خصوص ارزش و شايستگي آن مورد استفاده قرار گيرد. همچنين اين رويكرد متمايز از نظام اطلاعات مديريت و مطالعات كنترل شده سياسي است زيرا اين رويكرد، روي پرسش از ارزش و شايستگي تاكيد دارد. زيربناي فلسفي اين رويكرد شامل جهت گيري عيني به يافتن بهترين پاسخ براي پرسش هاي محدود به زمينه و كمك به اصول جامعه دموكراتيك، به ويژه حقوق انساني، برابري، فضيلت، گفتگو و پاسخگويي است. اين رويكرد ذي نفعان برنامه را تشويق به تمركز بر ارزشيابي، بيان مهم ترين پرسش هاي آنان، تهيه اطلاعات به موقع و مرتبط براي كمك به تصميم سازي، و توليد يك حد نصاب پاسخگويي.
پيش سازمانده ها در اين رويكرد عبارتند از: تصميم گيران/ذي نفعان، موقعيت هاي تصميم طرح ريزي شده،الزامات پاسخگويي برنامه، چالش ها، مسائل و فرصت ها، رويكردهاي متضاد برنامه، عمليات هاي برنامه، اثربخشي هزينه، پيامدهاي برنامه، ارزش هاي سنجيده شده، ارزش هاي اجتماعي
اما هدف اصلي اين رويكرد عبارت است از : فراهم ساختن دانش و ارزش پايه براي پاسخگو بودن و پاسخگوكردن در برابر تصميم هايي است كه در توسعه، انتقال و استفاده آگاهانه از خدمات مقرون به صرفه نقش دارند، در اين راستا: ارزشيابان بايد با نمايندگان معرف مخاطبان تعامل داشته باشند، پرسش هاي آنان را تشخيص دهند. آنان را با طلاعات متناسب، به موقع، موثر و دقيق، حمايت نمايند. هدف مهم اكثر ارزشيابان در اين رويكرد بايد بهبود دادن نه اثبات كردن باشد.
منابع پرسش ها و پرسش ها در اين رويكرد: ذي نفعان علاقهمند و سهيم در برنامه (اشخاص و گروههايي كه بايد در ارتباط با نوآوري، برنامهريزي، سرمايهگذاري، اجرا و استفاده از خدمات دست به انتخاب زنند.)
پرسشها عبارتند از:
آيا يك جمعيت ذينفع مناسب تعيين شده است؟ كدام نيازهاي ذينفعان بايد بيان شود؟ چه روش هاي بديعي براي بيان نياز در دسترس است و هزينه ها و ارزشهاي هر يك چقدر است؟ آيا برنامه هاي خدمات و سهيم بودن بدون عيباند؟ توشه كافي براي تسهيلات، مواد و تجهيزات وجود دارد؟ آيا نيروي انساني برنامه قابل اعتماد و داراي صلاحيت كافي است؟ آيا قواعد مناسب براي تعيين ميزان مشاركت افراد وجود دارد؟ آيا افراد دخيل در برنامه، وظايف خود را به نحو احسن انجام مي دهند. آيا كاركرد برنامه، مورد بازبيني قرار گرفته است؟ آيا برنامه به همه غايات مورد نظر دست يافته است؟
روش هاي به كار گرفته شده در ارزشيابي عبارت از: پيمايش، نيازسنجي، مطالعات موردي، تيم هاي مدافعه، مشاهده، مصاحبه، ارزشيابان مستقر در موسسه يا برنامه و طرحهاي آزمايشي و شبه آزمايشي ميباشند
نكته: رويكرد متني بر تصميم/پاسخگويي، قابل كاربرد در مواردي است كه دست اندركاران برنامه و ساير افراد ذي نفع مي خواهند و نيازمند ارزشيابي تكويني و پاياني هستند. و همچنين آنها خواهان ارائه چارچوبي براي ارزشيابي دروني و بيروني باشند به كار ميرود.
مزيت اصلي اين رويكرد: تشويق پرسنل و دست اندركاران برنامه به استفاده از ارزشيابي به صورت مداوم و منظم براي طراحي و اجراي برنامه هايي است كه به دنبال تحقق نيازهاي افراد ذي نفع مي باشند. اين رويكرد به تصميم گيري در تمامي سطوح برنامه كمك كرده و بهبود مداوم را مورد تاكيد قرار مي دهد. اساس و چارچوب اطلاعات لازم در كمك به دست اندركاران برنامه براي پاسخگو بودن در مقابل تصميم ها و اعمالشان است. و از آنجا كه در اين رويكرد نيازهاي ارزشيابي ذي نفعان خوب بيان شده و براي تشويق و حمايت آنان در استفاده اثربخش از يافته هاي ارزشيابي، دامنه كاملي از افراد ذي نفع، ذي ربط و ذي علاقه را در فرآيند ارزشيابي دخالت مي دهد. استفاده متعادل از روش هاي كمي و كيفي، سازگار بودن با استانداردهاي حرفهاي ارزشيابي اجراي ارزشيابي بر اساس اصول دموكراسي يك جامعه آزاد از ديگر مزيتهاي اين رويكرد ميباشد.
محدوديتهاي اين رويكرد عبارتند از: ضرورت همكاري بين ارزشياب و دست اندركاران برنامه كه زمينه را براي خطا در ارزشيابي و يا سوگيري در نتايج فراهم مي كند، به ويژه اگر موقعيت ارزشيابي حالت سياسي پيدا كند. وقتي ارزشيابان به صورت فعال در مسير برنامه اثر گذار باشند، ممكن است دقت عمل و استقلال آنان را كاهش داده و عيني بودن در تهيه گزارش دقيق و درست را تحت تاثير قرار دهد. تاكيد بيش از حد به ارزشيابي تكويني و اختصاص منابع و زمان كم به ارزشيابي پاياني از محدوديت هاي عمده آن است. استفاده از فرا ارزشيابي بيروني، امكان سوگيري را كاهش داده و اين اطمينان را ايجاد مي كند كه ارزشيابي تكويني و پاياني به صورت متعادل به كار رفته اند. اين اتهام وجود دارد كه رويكرد مبتني بر تصميم/پاسخگويي تنها براي تصميم گيرندگان سطح بالا مفيد است
ارزشيابي در ترويج كشاورزي
ارزشيابي در فرآيند اثربخش ترويج كشاورزي
خلاصه:
يكي از سازوكارهاي بسيار مهم هر سازمان ترويجي براي اطلاع از نتايج و پيامدهاي برنامه هايش، نظارت،كنترل و ارزشيابي و برنامه ريزي مجدد از روي اطلاعات گذشته و حال و پيش بيني ها در آينده مي باشد، و چون وجود نظام هاي ارزشيابي كارا، باعث افزايش نظارت، كنترل و ارزشيابي و بهبود در گردش اطلاعات و ايجاد بازخوردهاي منظم و مناسب مي شود، و به عنوان مثال، اگر فعاليتي به دلايلي نظير عدم سازگاري با وضعيت اجتماعي، اقتصادي مخاطبين خود و غيره، با مشكلاتي روبرو شود، اين نظام به سرعت باعث بازخورد نتايج به برنامه ريزان خواهد شد، و از سلب اعتماد گروههاي هدف جلوگيري به عمل مي آورد. بنابراين، اين نظام ها، نقش بسيار مهمي در امر پيشبرد فعاليتهاي ترويجي در سطح سازمان ترويج دارد و اثربخشي آن را به دنبال خواهد داشت. در اين راستا مقاله حاضر با بررسي تغييرات جهاني و جهتگيريهاي جديد آن در قرن حاضر به دنبال تبيين نقش ارزشيابي در فرآيند اثربخشي برنامههاي ترويج كشاورزي و كشاورزي ميباشد.
مقدمه:
ترويج عبارت از، استفاده آگاهانه از ارتباطات و اطلاعات براي كمك به مردم است تا بتوانند عقايدشان را ابراز كنند و تصميمگيريهاي صحيحي داشته باشند (ون دن بن و هاوكينز، 1996). ارزشيابي برنامه هاي ترويج كشاورزي دلالت بر جمعآوري نظام مند اطلاعاتي درباره فعاليتها، ويژگيها و نتايج يك برنامه مي كند تا قضاوت درباره برنامه، بهبود اثربخشي آن و فراهم سازي اطلاعاتي درباره تصميم گيري ها درباره برنامه ريزيهاي آتي صورت گيرد.
جهاني سازي و ازدياد فناوريهاي جديد منجر به تغييرات گستردهاي در زندگي انسانها گرديده است. ترويج كشاورزي نيز از چنين تغييراتي در امان نيست و به همين لحاظ سازمانها و موسسات در كشورهاي مختلف در حال ايجاد تغييراتي در فلسفه و ساختارهاي خود هستند. از اين رو تغييراتي در دستهبنديهاي ارزشيابي كه براي اين برنامهها مورد تقاضا قرار گرفتهاند رخ داده است. براي توسعه رهيافتهاي اثربخش براي ارزشيابي برنامه در اين برهه از زمان، بايد از محيطي كه ترويج كشاورزي در آن اجرا ميگردد صورت گيرد. يك ارزشيابي صورت گيرد، تا ارزش و بهاي آن مشخص گردد. هدف از اين مقاله شرحي گرايشات جاري ترويج كشاورزي در سطح جهان و شناسايي روشهاي ارزشيابي براي اثربخشي اين حوزه از كشاورزي است براي دستيابي به اين هدف ما در طول اين مقاله به بررسي دو مسئله پرداختهايم يكي تغييراتي كه در فلسفه و تئوري ترويج كشاورزي روي داده است و دوم تغييراتي كه در ارزشيابي برنامههاي ترويج كشاورزي رخ دادهاند به بحث پرداختهايم.
تغييرات جهاني و ترويج كشاورزي
جهانيسازي، ارتقاء ارتباطات و ازدياد فناوريهاي جديد باعث رشد وابستگيهاي متقابل اقتصادي، اجتماعي و سياسي در سطح جهاني گرديده است. ديدگاه مدرنيست يا پازيتيويست كه ميگويند كه يك چيز درست وجود دارد، واقعيت تك بعدي است، يك بهترين راه براي انجام كارها وجود دارد، در جهان امروز مسئله ساز گرديده است و نياز است كه ديدگاههاي تكثرگرا كه توانايي تلفيق تجارب متنوع و چند رشتهاي را دارد جايگزين آن گردد.
در تمامي مباحثي كه در رشتهها و زمينههاي مختلف ارائه گرديده؛ ترويج كشاورزي (چمبرز 1991)، سياستهاي نسل سوم (گيدنز 1989)، اقدام پژوهي (ريزون 1998) و ارزشيابي برنامه (گوبا و لينكولن، 1989) چهار عنصر اصلي براي مقابله با اين تغييرات جهاني تكرار گرديده است كه عبارتند
كلنگري: در نتيجه جهانيسازي و ارتقاء ارتباطات، ما بايد از ماهيت ارتباطات ميانجي و مداخلهگر آگاه باشيم كه در اين زمينه گرايشاتي به سمت تشويق همكاري، مشاركت و گفتگو بين سازمانهايي كه قبلاً به صورت مجزا فعاليت ميكردهاند وجود دارد.
تكثرگرايي: در نتيجه جهانيسازي و همكاريها، ما بايد ياد بگيريم در زندگي با ديدگاههاي مختلف و راههاي متعدد تجربه درك واقعيت روبرو هستيم.
پاسخگويي: سيستمهاي جديد بايد انعطاف پذير و داراي سلسله مراتب كمتر گردند. ابهام، تغيير سريع و افزايش پيچيدگي به طور فزايندهاي بر رويدادها و الگوهاي روابط در زندگي خصوصي و عمومي تأثير گذاشتهاند. ساختارهاي خانوادگي جديد، سيستمهاي تكنولوژيكي جديد، بازارهاي جديد همه نيازمند انعطافپذيري در جوابگويي هستند.
پايين به بالا بودن، معلول: ازدياد شهرنشيني، رشد ناشكيبايي و ساختارهاي سياسي كه در يك رويه بالا به پايين به اجرا در ميآيند. دعوت از شهروندان براي مشاركت در فرآيند تصميمگيري.
اين تغييرات جهاني در فلسفه و عمل ترويج كشاورزي هم ظهور پيدا كردهاند، در جايي كه رويههاي بالا به پايين سنتي، رهيافت علم هل دادن به طور وسيعي با ترويجي كه به عنوان كلنگر، پايين به بالا، تكثرگرا و پاسخگو شناخته شده است در حال جايگزيني است. همچنين بر همين اساس در ساختارهاي سازماني ترويجي نيز تغييراتي روي داده است كه از آن ميتوان به گرايش سازمانهاي متولي ترويج به سمت سطوح سلسله مراتبي كمتر، تأكيد بر مشاركت جديد با بخش خصوصي و استفاده از نمايندگان و سازمانهاي كشاورزان در سطوح مختلف سازماني است.
تغييرات تاريخي در موقعيت ارزشيابي در ترويج
فعاليت هاي ترويج كشاورزي در سطح جهان از آغاز شروع تحت تاثير محيطي كه كشاورزان و مروجان در آن فعاليت ميگرده اند بوده است. يك عنصر كليدي كه تشكيل دهنده اين محيط مي باشد سياست هاي دولتي است. در سال هاي اخير سياست ترويج دولتي تاكيد بر افزايش توليد براي مصرف داخلي و صادرات به خارج از كشور براي كسب درآمد بيشتر بوده است. بعدها تغييراتي در اين سياست روي داد و به سمت افزايش بهرهوري تغيير جهت داد كه اين بهرهوري شامل افزايش برونداد به ازاء كمترين نهاده مصرفي بود.
براي دستيابي به اين اهداف سياست جديد، ترويج وارد سه فاز شد كه عبارتند از: 1. فراهم سازي اطلاعات فني روشن 2. فراهم سازي اطلاعاتي درباره تعيين اثرات مالي مشاورههاي صورت گرفته 3. در نظر گرفتن تمام حرفههايي كه درون مزرعه وجود دارد (ديلون، 1965). مطلب قابل بحثي كه در اينجا وجود دارد اين است كه هيچ كدام از اين مراحل به تكامل نرسيد آقاي ديلون در دهه 90 يك مرحله ديگر به اين سه مرحه اضافه كرده است و آن در نظر گرفتن محيط است. ديدگاه ديلون، يك ديدگاه كشاورز محور است اما بايد اين مسئله از ديدگاه دولتي كه به عنوان حمايت كننده مالي ترويج است بررسي گردد كه چگونه است؟
در دهههاي 60 و 70 كه ترويج دولتي رايج ترين نوع ترويج كشاورزي در سطح جهان بود كه فراهم سازي خدمات آموزشي براي كشاورزان مي پرداخت تا به آنان براي حل مشكلاتشان كمك كند. در چنين مقطعي فعاليت هاي ارزشيابي، براي فراهم سازي بازخوردهايي براي بهتر ساختن اين فرآيندهاي آموزشي بر اساس نياز كشاورزان متمركز بودند. ارزشيابي ترويج كشاورزي در كنفرانسها و همايشهاي متعددي مورد بحث قرار گرفته است، كه نتايج آن ها بر داشتن يك رهيافت حرفه اي براي كشاورزان نيز مورد بحث آن روزها بود (ريچز، 1973). در دوران طلايي ترويج كشاورزي مروجان احساس مي كردند كه در نزد ارباب رجوعان كشاورز داراي ارزش هستند و در اين حال اكثر مواقع آن ها احساس مي كردند كه بيشتر وقت خود را صرف رويههاي ارزشيابي رسمي مي كنند (بارلسلي، 1997).
در طول دهه 70 سياست دولتي تغيير يافت. در اين دهه كارمندان دولتي درباره نحوه هزينه كرد، سرمايه ها در ترويج دولتي مسئوليت بيشتري يافتند، و ترويج كشاورزي به عنوان ابزاري براي اين تغيير ديدگاه شناخته شد و كمتر به فعاليتهاي آموزشي مي پرداختند. در اين برهه فعاليت ارزشيابي در ترويج نيز دچار تغييراتي شد از اين رو دولتها شروع به پرسش اين سوال كردند كه آيا داشتن فناوري هايي كه در عمل كاربردي باشند باعث اثربخشي ترويج مي گردند؟ آيا ترويج منجر به پذيرش سريعتر مي گردد؟ دولت ها همچنين مايل به دانستن اين نكته بودند كه بهرهوري ترويج با مديريت و فناوري جديد و اصلاح شده چه تاثيراتي مي تواند بر روي دستيابي به اهداف سازماني و مشاوران فردي داشته باشد (بارلسلي، 1997).
ارتباط امروزه ترويج كشاورزي با ارزشيابي
چندين فاكتور، ارزشيابي را به عنوان يك مسئله مهم در برنامه ريزي ترويج كشاورزي امروزه مطرح ساخته است. تغييراتي كه خود ترويج كشاورزي با آن روبروست، فشار بودجه و جو پاسخگويي براي هزينه كرد در برنامههاي ترويجي همه باعث افزايش نقش ارزشيابي شده است.
موارد مشروحه ذيل دربردارنده فاكتورهايي است كه منجر به اين شده است كه ارزشيابي به عنوان يك مسئله مهم در دهه 90 در ترويج كشاورزي گردد:
حركت در جهت اصل پرداخت توسط مصرف كننده
دولت ها در سراسر جهان به طور سنتي مسئوليت مالي خدمات ترويج كشاورزي را بر عهده دارند كه هدف آنها افزايش توليد كشاورزي و بهبود كارايي توليدات كشاورزي بود (ليز، 1991) هر دو دليل با افزايش توليدات براي تهيه بيشتر غذا، سوخت و فيبر براي جوابگويي به رشد تقاضا در داخل و خارج بوده است. واتسون و همكاران (1992) در يك بررسي از "حوزه خدمات" پيشنهاد دادهاند كه دپارتمان هاي كشاورزي بايد بر روي نواحي كه بازار دچار نقصان است و در جاهايي كه بخش خصوصي تمايل ندارد يا قادر به فراهم سازي خدمات براي كشاورزان نيست تمركز كند، و يا دولت به حمايت از افزايش درآمد از محصولات اوليه در قالب سيستمهاي كشاورزي پايدار بپردازد.
به هر حال، جو جهاني كمبود بودجه منجر به اين شد كه دولت ها در زمينه سرمايه گذاري در خدمات ترويج كشاورزي زير سوال روند و از كارايي چنين هزينههايي در شرايط بازگشت به جامعه مورد بررسي قرار گيرد. در كنفرانس ترويج كشاورزي در استراليا در سال 1987 سرمايه گذاري دولتي در زمينه ترويج كشاورزي مورد توجه ويژه قرار گرفت. كليت كنفرانس به بحث كاربرد «پرداخت توسط مصرف كننده» به عنوان يك روش اثربخش براي غلبه بر كمبودهاي بودجه ترويج پرداخت.
ليز در سال 1991 اشاره داشته است براي گرايش به سمت كاهش خرج كرد دولتي در خدمات ترويج كشاورزي، بايد ارزشيابي در ارتباط با موارد مطروحه ذيل صورت گيرد كه آيا:
· بخش دولتي درگير در ترويج كشاورزي براي خرج كرد توجيه شده است؟
· سطح كلي خرج كرد در ارتباط با خرج كرد در كشاورزي توجيه شده است؟
· تخصيص اعتبارات در ميان فعاليتهاي بديل ترويج رقابتي بهينه است؟
· هزينه در ارتباط با فعاليتهاي ويژه ترويج، اثربخش و كارا است؟
· فوايد اقتصادي و اجتماعي كه با استفاده از اين سرمايه گذاريها در ترويج كشاورزي بدست آمده است، كدامند؟
اهميت نسبي كشاورزي در رشد اقتصادي در كشورهاي صنعتي تنزل پيدا كرده است. علاوه بر اين افزايش در استفاده از نهاده هاي خارجي خريداري شده ماهيت سرمايه گذاري عمومي خدمات ترويج كشاورزي را تغيير داده است و منجر به طرح سوالي درباره منطق دولت براي ارائه چنين خدماتي شده است (كري، 1993). سرمايه گذاري عمومي براي تحقيق و توسعه (R&D) كم شده و برنامه هاي كشاورزي بايد استانداردهاي بالاي كيفيت و پاسخگويي را رعايت كنند. روشهاي ارزشيابي خوب طراحي شده به عنوان يك مبناي اساسي براي برنامهريزي و اجراي برنامه هاي با كيفيت بالاي ترويج كشاورزي ضروري به نظر ميرسد و از اينرو ميتوان فوايد عمومي هزينه در R&D اطمينان حاصل پيدا كرد.
برنامههاي نتيجه گرا و حركت به مدلهاي خريدار- تأمين كننده
در بسياري از كشورهاي جهان حركت به سمت مدل خريدار – تأمينكننده براي برنامههاي ترويج كشاورزي كه توسط دولت فراهم ميشود صورت گرفته است. در كشور استراليا اين مدل جديد در سال 1970 معرفي شد. شكل 1 نشان دهنده اين است كه چگونه مدل تأمينكننده- خريدار در بين گروههاي صنعتي اوليه اجرا شده است. اين رهيافت در نظر داشت تا باعث افزايش اثرات، كاهش هزينههاي اضافي و بهبود ارزشيابي گردد. مدل تمركز بالايي بر نتايج دارد: اين نتايج به طور گسترده در آغاز يك پروژه تعريف ميگردند سپس در چرخه پروژه آن ها به صورت ويژه تعريف ميگردند و كاملاً مشخص، قابل اندازهگيري، مسئول، واقع گرا و داراي محدوده زماني مشخص ميگردند. پروژهها بر دستيابي به نتايج متمركز شدهاند و بايد بر مبناي يك راهبرد ارزشيابي بنا شده باشند. براي دستيابي به مناقصه، تأمين كنندگان در جهت پروژههايي بر مبناي مولفه ارزشيابي حركت كنند (تيم صنعتي كشاورزي، 1997).
در سطح پايين هر پروژه ارزشيابي يك جزء اصلي آن است. خريداران انتظار دارند كه نتايج صنعت تعريف شده باشد. در مواردي كه پروژهها داراي تعريف روشن از نتايج و مبتني بر يك راهبرد ارزشيابي نباشند نمي توانند سرمايه را بدست آورند. اين امر نشان دهنده افزايش اهميت ارزشيابي در ترويج كشاورزي مي باشد همچنين اين باعث افزايش فشار به مروجان براي تعهد در رابطه با اثرات برنامه است كه ميزان دستيابي به آن از راه ارزشيابي قابل دستيابي است.
افزايش تقاضا براي آموزش در زمينه ارزشيابي توسط متخصصان روستايي
به عنوان نتيجهاي از تغيير ماهيت ترويج كشاورزي در سطح كلان، تقاضاهاي زيادي از طرف دپارتمان هاي دولتي، شركت هاي تحقيق و توسعه و ديگر موسسات براي پرسنلي كه در زمينه ارزشيابي به خوبي آموزش ديدهاند براي طيف وسيعي از وظايف ارزشيابي در صنايع روستايي است. در سال 1995 يك دوره كارگاه آموزشي در ارتباط با بدست آوردن بازخورد درباره چگونگي بهبود عملكرد ترويج كشاورزي در كشور استراليا برگزار گرديد، كارمندان ترويج مهارتها و فنون ارزشيابي را كه براي توسعه حرفهاي بيشتر مورد نياز بودند را شناسايي كردند (استراو، 1997).
فقدان تخصص رايج در ارزشيابي برنامه در زمينه ترويج كشاورزي باعث حيراني كساني كه از سهم مهم ارزشيابي برنامههاي ترويج كشاورزي آگاه هستند، گرديده است (تئوري اشاعه نوآوري). اطلاعات موجود درباره ارزشيابي به روز و قابل دسترس براي بسياري از مروجان نيست.
شايد بتوان اين موضوع را به وسيله ماهيت اهداف ترويج كشاورزي و آموزشهاي علم محور فيزيكي اكثر مأمورين ترويج تشريح كرد. اهداف ترويج كشاورزي براي تغيير رفتار به وسيله استفاده از ارتباطات است درك و اندازهگيري تغيير رفتار عموماً به ويژه بررسي آن از نظر كيفي مشكل ميباشد. اكثر مروجان كشاورزي آموزش بسيار كمي در ارتباط با علوم اجتماعي دارند آنها به همين صورت با روشهاي جمعآوري دادههاي كيفي ناآشنا هستند.
اين به اين معني نيست كه كارگزاران ترويج و توسعه دهندگان برنامه از نياز به ارزشيابي آگاه نيستند. ارزشيابي در سطح بالاي اهداف اكثر سازمانها است (استراو، 1997). گروه هاي تحقيق كالا همچون شركت توسعه و تحقيق شير در استراليا، شرايطي را به وجود آوردند كه مولفههاي ارزشيابي جزئي از پروژههاي جديد باشد.
مفاهيمي براي ارزيابي رهيافتهاي جديد در ترويج كشاورزي
تغييرات در فلسفه ترويج، موجب پيدايش رهيافتهاي جديدي در ترويج كشاورزي گرديده است. بررسي ويژگيهاي اين رهيافتهاي جديد مفاهيم عملي را براي ارزشيابي به دنبال خواهد داشت كه در ادامه به بحث درباره آن خواهيم پرداخت:
· ازدياد مسائل پيچيده در حوزه برنامههاي ترويج كشاورزي
· فرهنگ جديد ترويج كشاورزي
· افزايش تحقيق و توسعه و ارزشيابي مبتني بر گروه و مشاركتي
· افزايش مشاركت كشاورزان در فعاليتهاي ترويج
· افزايش فرآيند محوري
· افزايش تنوع در نتايج
· افزايش پيچيدگي در برنامههاي ترويجي
· افزايش تعداد سازمانهايي كه در حوزه ترويج كشاورزي فعاليت ميكنند.
ازدياد مسائل پيچيده در حوزه برنامههاي ترويج كشاورزي
نظام دانش/اطلاعات ترويج كشاورزي در استراليا در حال پيچيده تر شدن است. انتقال از ترويج توليد محور به يك ديدگاه جامع شامل: پايداري، بهبود بازاريابي، افزايش توجه به مديريت حرفههاي درون مزرعه و تداوم سود بخشي تحت دوره هاي تنزل تجارت، به اين پيچيدگي اضافه كرده است. همچنين اكثر كنشگران در همان سطح "حاملان دانش" به كشاورزاني كه در گذشته بودهاند عمل ميكنند. مفهوم اين افزايش پيچيدگي IKS در ارزشيابي باعث مشكلتر شدن تشخيص اثرات يك برنامه يا كنشگر از ديگري شده است (كوتس، 1997). مطالعات ارزشيابي نياز به در نظر گرفتن مفهوم اثرات يكپارچه كنشگران مختلف IKS بر روي بخش روستايي دارد.
فرهنگ جديد ترويج كشاورزي
در سراسر جهان برنامههاي تحقيق و توسعه كشاورزي بيشتر به صورت مشاركتي صورت ميگيرد. تئوريها و روشهاي جديد ترويج در حال پذيرش هستند. همچون نظرات چمبرز (1983) كه معتقد است فعاليتهاي تحقيقاتي از آغاز تا پايان بايد با كشاورزان صورت گيرد. امروزه تأكيد جديد بر روي يادگيري بزرگسالان، درك سيستمهاي كشاورزي موجود، شيوه تفكري مروجان به عنوان تسهيلگران و تمركز بيشتر بر ارزشيابي است. با ايجاد اين تغيير در فرهنگ شيوه ترويج روشهاي جديد ارزشيابي توسعه و يا از رشتههاي ديگر گرفته خواهد شد. اين روشها نياز به مشاركت، خلاقيت، تكويني بودن، نيرو دادن وكمك به تصميم گيرندگان دارد. اين موضوع از ارزشيابي عموماً با عنوان ارزشيابي تكويني شناخته شده است، ارزشيابي پاياني (نتايج) مهم است اما عموماً براي اهداف قراردادي براي پاسخگويي و توجيه سرمايهگذاريها مطرح و تقاضا براي آن در حال افزايش است.
افزايش تحقيق و توسعه و ارزشيابي مبتني بر گروه و مشاركتي
در حال حاضر فعاليتهاي تحقيق و توسعه كشاورزي شاياني بر اساس ادعاهايي، مبتني بر اينكه مشاركت كشاورزان را به عنوان يك اصل مهم براي توليد فناوريهايي كه براي آنان مناسب باشد طرحريزي گرديده است (ببينگتون و همكاران، 1994 و فوال، 1997).اين امر نشان دهنده جنبه ديگر ماهيت ترويج كشاورزي كه منجر به نيازمنديهايي براي رهيافتهاي مختلف براي ارزشيابي گرديده است. آلن (1999) بيان كرده است كه برنامههاي مشاركتي براي پاسخگويي به نيازهاي در حال تغيير اجتماع طراحي شدهاند. يكي از مهمترين چالشهاي توسعه مشاركت و سيستمهاي مبتني بر فرآيندهاي ارزشيابي براي يادگيري مداوم، تصحيح و تعديل تمام بخشهاي برنامه است. روشهاي بديل براي ارزيابي رهيافتهاي جديد مشاركتي و مبتني بر گروه در ترويج كشاورزي مورد نياز است به عبارت ديگر برنامههاي مشاركتي نياز به ارزيابي مشاركتي دارند. بعضي از اين تغييرات تمركز ترويج و تأثيراتش بر روي ارزشيابي در شكل 1 نمايش داده شده است.
پذيرش فلسفه تحقيق سيستم هاي زراعي در اكثر موسسات تحقيقات كشاورزي بينالمللي اثرات زيادي بر روي برنامههاي ملي در بسياري از كشورها داشته است (آندرسون و ديلون، 1985). براي مثال در كشور استراليا، سيستمهايي مبتني بر مدل تحقيق و توسعه براي بعضي از مناطق پيشنهاد گرديده يا به كار گرفته شده است (مك كان، 1991، كلارك و همكاران، 1996، فوال، 1997). مدل هاكزبري در رابطه با توسعه سيستمهاي كشاورزي (باودن، 1991، مك كادام، 1996) كه مبتني بر يادگيري تجربي است، ميباشد (كلب، 1984) مفهوم يادگيري را به واسطه تجربه تشريح ساخته است. اكثر چنين رهيافتهاي سيستمي يك عنصر قوي از ارزشيابي چرخشي را در خود جاي دادهاند.
به طور كلي در حال حاضر ارزشيابي برنامه در شكلهاي مختلف بيشتر به ترويج كشاورزي مربوط گرديده است، و اين روند در سالهاي اخير شتاب بيشتري گرفته است، بنابراين انتظار ميرود كه متخصصان ترويج علاقه و تخصص خود در ارزشيابي برنامه براي پاسخ به اين تغييرات توسعه دهند.
افزايش مشاركت كشاورزان در فعاليتهاي ترويج
در سراسر جهان، برنامههاي ترويج و توسعه در حال تمركز بر مشاركت حداكثري بهرهبرداران در فرآيند آن هستند. در دو دهه گذشته اهميت مشاركت بهرهبرداران (و رنج وسيعي از ديگر ذينفعان) در فرآيند تصميم گيري شناسايي شده است. همچنين بحث عميق و وسيعي درباره تئوري سطوح مناسب مشاركت مورد بحث و بررسي قرار گرفته است(پرتي و همكاران، 1995). در برنامههاي ترويجي در حال اجرا، به مشاركت تا پايان برنامه براي افزايش پاسخگويي، كارايي و بهبود عملكرد مديريت تأكيد شده است كه اين امر منجر به تمركز شديدتر بر فعاليتهاي نظارت و ارزشيابي گرديده است. اما در برنامههاي مشاركتي سه سوال مطرح ميگردد كه عبارتند از:
1. چه كساني واقعاً به حساب ميآيند؟
2. چه كسي در ارزشيابي تعيين مي كند كه چه چيزي بايد اندازهگيري گردد؟
3. چه كسي بايد درباره نتايج ارزشيابي قضاوت كند؟
يكي از چالشهاي عمده در پيشروي توسعه بينالمللي در دهه 1990 اين بود كه اثرات برنامههاي مشاركتي چگونه مورد ارزيابي قرار گيرد تا با فلسفه برنامهها همخوان باشد (اوكلي و همكاران، 1998). دغدغه مهمتر در فرايند ارزشيابي جلب مشاركت بيشر و توانمند سازي ذينفعان بود. به طور روشن ارزشيابي بيروني مبتني بر ارزش هاي بيگانه نميتواند معيار مناسبي براي تعيين موفقيت در نظر گرفته شود. به طور خلاصه برنامههاي مشاركتي نياز به ارزشيابي مشاركتي دارند؛ رهيافتهايي كه به ذينفعان و بهرهبرداران اجازه ميدهد تا درباره تغييراتي كه مهم هستند و چالش هايي كه بايد مورد ارزيابي قرار گيرند، صحبت كنند. پاتون (1997) در مورد ارزشيابي مشاركتي ميگويد:
اين بسيار مهم است كه در برنامههايي كه هدف آن كمك به شركتكنندگان براي دستيابي به خوداتكائي و اثربخشي فردي است، ارزشيابي به يك فرايند مداخله محور تبديل گردد و به صورتي طراحي و اجرا گردد كه نتايج مطلوب برنامه را مورد حمايت و افزايش دهد.
ارزشيابي كه بتواند اين نيازمنديها را برطرف سازد، "مشاركتي" يا "ارزشيابي مشاركتي" و يا "نظارت و ارزشيابي مشاركتي (PM&E) " يا در ايالات متحده "ارزشيابي توانمند ساز" ناميده ميشود.
افزايش فرآيند محوري
ايده فرآيند محوري در برنامههاي ترويجي از 20 سال پيش برنامههاي توسعه بينالمللي شكل گرفت. فارينگتون و نلسون (1997) اظهار نمودهاند برنامههاي توسعه كشاورزي در كشورهاي با درآمد كم، به سمت افزايش مشاركت و فرآيند محوري سوق پيدا كردهاند. اصطلاح فرآيند محوري براي شرح برنامه هايي كه داراي اهداف از پيش تعيين شده در شروع برنامه نيستند اما داراي يك هدف كلي تعريف شده و تعدادي اهداف بالقوه هستند بكار ميرود. مفهوم برنامههاي فرآيند محور براي تشويق اجراي برنامهها به صورت پايين به بالا پديدار گشت. اين هنگامي كه نتايج و فعاليتهاي از پيشتعيين شده تأكيد بر شيوه بالا به پايين دارند مسئلهساز است. برنامة هاي فرآيند محور يك ارزشيابي طبيعي از مفهوم مشاركت بهرهبردار در طراحي و تصميمگيري و تعريف نتايج در نظر گرفته شده ميباشد. اگر بهرهبرداران در بخشي از فرآيند برنامه به دنبال شناسايي نيازهاي خودشان باشند اين احساس به آنها دست خواهد داد كه نتايج اين برنامه از قبل تعيين شده نيستند.
فارينگتون و نلسون (1997) اظهار داشتهاند كه ارزشيابي برنامههاي فرآيند محور با استفاده از ابزارهاي سنتي مشكل ميباشد زيرا اين نوع ارزشيابي در موقعيتهاي متغير و غير قابل پيشبيني سنتي مشكل ميباشد زيرا اين نوع ارزشيابي در موقعيتهاي متغير و غير قابل پيشبيني انجام ميگيرند. اين ارزشيابي نتايجي را توليد مي كنند كه به طور عيني غير قابل اندازهگيري ميباشند و اغلب پيدا كردن روابط بين نهادهها و بروندادها مشكل ميباشد. ارزشيابي اين نوع برنامهها با استفاده از روشهاي استقرائي و مشاركتي در مكانهايي كه گفتگوي دو طرفه و اكتشاف مورد تشويق قرار ميگيرند. بهترين نتايج را به بار خواهد آورد غير محتمل به نظر ميرسد كه ارزشيابي مبتني بر هدف بتواند اثرات متغير برنامه را در بر گيرد اما در عوض ارزشيابي مبتني بر نياز، مشاركتي و اكتشافي بيشتر مناسبتر است.
افزايش تنوع در نتايج
پيامد ديگر رهيافتهاي پارادايم جديد ترويج كشاورزي تنوع است. رهيافتهاي كشاورز نخست تمركز بر يك مكان خاص دارند و براي تعميم نتايج طراحي نشدهاند. در اين رهيافت كشاورزان تشويق به جستجوي راهحل براي حل مشكلات مكان ويژه شان شدهاند. يك نتيجه كه اين امر به دنبال دارد تنوع راهحلهايي است كه از طرف گروههاي مختلف مطرح ميگردد. اين برنامهها نتايج متنوع و زمينه ويژهاي به دنبال دارند كه جمعبندي آن ها براي فراهم ساختن اطلاعاتي براي ارزشيابي برنامه به عنوان يك كل مشكلاتي را در پي دارد.
به طور قرار دادي برنامهريزي و ارزشيابي برنامههاي ترويجي ساده به وسيله مدلهاي برنامه ساده كه نتايج يا بروندادهاي قابل پيشبيني بر اساس دادههاي مشخص دارند مديريت ميگردد. هنگامي كه مدلهاي برنامه پيچيدهتر و انعطافپذيرتر ميگردند به طور حتم نتايج غير قابل پيشبيني شدهو در نظر گرفتهشدهاي به دنبال دارند كه بايد كوشش مضاعفي براي ارزيابي آن صورت گيرد. هنگامي كه ارزيابي برنامههاي پيچيده و متنوع صورت ميگيرد يك درگيري مثبتي با نتايج غير قابل انتظار و پيشبيني و متنوع بايد صورت گيرد.
افزايش در تعداد سازمانهايي كه در حوزه ترويج كشاورزي فعاليت ميكنند.
تعداد كارگزاراني كه در حوزه انتقال دانش به كشاورزان فعاليت ميكنند نسبت به گذشته افزايش يافتهاند. اجراي فعاليتها با پيچيدگي در IKS مشكلتر مي باشد و از اين رو ارزشيابي اين كه اثرات برنامه به فعاليت كدام يك از كنشگران بر ميگردد مشكل گرديده است (كوتس، 1997). مطالعات ارزشيابي نياز به در نظر گرفتن اثرات يكپارچه كنشگراني كه در IKS در بخشهاي روستايي فعاليت ميكنند دارد.
چرا ارزشيابي تكويني در برنامههاي ترويج كشاورزي مهم ميباشد؟
در حالي كه تمركز بر ارزشيابي نتايج در زمينه محدوديتهاي بودجه قابل فهم است و يك افزايشي در نياز به جوابگو بودن براي هزينه كرد سازمانهاي دولتي وجود داشتهباشد. چندين دليل وجود دارد كه تمركز بيش اندازه بر ارزشيابي نتايج (پاياني) خطراتي در بر خواهد داشت. نياز براي ارزشيابي تكويني بيشتر در ترويج كشاورزي حركت بيشتر در جهت برنامههاي مبتني بر فرآيند را پيريزي كرده است. اصطلاح فرآيند محور در اين زمينه براي شرح برنامههايي كه اهداف جدي تعريف شدهاي در شروع برنامه ندارند اما داراي مقصود تعريفشده و اهداف بالقوهاي هستند به كار گرفته شده است. ارزيابي برنامههاي فرآيند محور مشكل است، چرا كه آنها در وضعيتهاي متغيرو غير قابل پيشبيني انجام ميگيرند. همچنين آنها داراي بروندادهايي هستند كه اندازهگيري عيني آنها مشكل است و اغلب داراي مرزهاي نفوذ پذيري هستند و ارتباط كمي بين نهادهها و بروندادها ديده ميشود (فارينگتون و نلسون، 1997).
ادبيات مدرن درباره ارزشيابي كه تأييد بر خطرات متنوع بكارگيري مجزاي ارزشيابي برونداد دارد شامل:
· ارزشيابي نتايج در پايان برنامه انجام ميگيرد ممكن است در فراهم ساختن اطلاعاتي در رابطه با اينكه چگونه نتايج بدست آمدهاند دچار نقصان شود.
· در موارد تغيير نگرش (هدفهاي اكثر برنامههاي ترويج كشاورزي) فاكتورهاي علي تغيير به سختي شناسايي ميشوند.
· اين خطر وجود دارد كه در برنامههايي با يك تمركز قوي بر روي ارزشيابي نتايج كه شاخصها مأموريت باشند.
· ارزشيابي نتيجهگرا كه بر مبناي مدل برنامه پايهريزي شدهاند ممكن است مدل را به توليد نتايج قابل اندازهگيري در مواردي كه نتيجه مطلوب به آساني قابل اندازهگيري نيست سوق دهند.
بعضي نقاط قوت ارزشيابي تكويني (فرآيند) عبارتند از:
· دانش بدست آمده درباره فرآيندي كه منجر به نتايج مطلوب يا نامطلوب ميگردد مي تواند به عنوان خوراك برنامههاي آتي مورد استفاده قرار گيرد.
· آن براي شناسايي اينكه برنامه به نتايج مطوب خود قبل از پايان آن نرسيده قابل پيشنهاد است و بر اساس آن ميتوان مدل برنامه را باز تعريف، پالايش يا روشن تر ساخت به هر حال اين نياز به انعطافپذيري قابل توجهي دارد.
· ارزشيابي فرآيند ذينفعان آگاه گردند كه به چه مقدار از سطح اوليه خود پيشرفت داشتهاند به عنوان مثال آن براي طرحها تغيير قابل توجه در اجرا دارند مناسب است.
· ارزشيابي فرآيند ميتواند اتفاقات ناخواسته يا نتايج ميانجي را تركيب يا حذف كند، ارزشيابي فرآيند ميتواند انعطاف پذيري و تكرار پذيري را در مدل برنامه از شروع آن وارد سازد ارزشيابي فرآيند اگر به طور جمعي صورت گيرد ميتواند منجر به تشكيل تيم گردد به عنوان مثال آن ميتواند يك درك عمومي از اهداف كلي، مياني و اختصاصي برنامه را تقويت سازد.
نتيجهگيري
ارزشيابي نوعي فعاليت پژوهشي است که در جهت شناخت مجموعه امتيازهاي معنوي و مادي، اعم از ملموس يا غير ملموس، عيني يا ذهني، حاصل از فعاليتي يا پديده اي بکار گرفته مي شود. اين امتيازها با معيارهاي از پيش تعيين شده مقايسه مي شوند و تحقق يا عدم تحقق کمي و کيفي موجوديت اين امتيازات با در نظرگرفتن شرايط خاص در زمان بکارگيري و در نتيجه کارآيي آن فعاليت و وسعت دانش و آگاهي ارزشياب در شناخت و احاطه به اين شرايط، بررسي مي شود.
در فرآيند ارزشيابي ، جمع آوري و ترکيب داده هاي مربوط به عملکرد با يک سلسله مقياسهاي تفکيکي موزون است که منجر به رتبه بندي مقايسه اي يا عددي بشود و خود مستلزم منظور داشتن ابزار گردآوري اطلاعات و انتخاب ملاکهاست.
ارزشيابي وارزيابي اثر بخشي وكارآيي برنامه هاي ترويجي درارتباط با ميزان يادگيري مفاهيم وآموزش ها، تغيير نگرش ، تغيير رفتار، تشكيل تعاوني، بهبود سطح بهره وري، بهبود وارتقاي سطح تعاونگران وعموم صورت گرفته و با روش هاي علمي وتكنيك هاي ذيربط اندازه گيري مي شود.
ارزشيابي يكي از اركان پيشرفت هدفهاي ترويج كشاورزي است كه به وسيله آن مي توان با يك كنترل سيستماتيك نقاط قوت،ضعف،فرصت ها و تهديدها را در برنامه شناسايي نموده و با يك رويكرد استراتژيك، نسبت به بهبود سيستم و دستيابي به اهداف اقدام نمود.
بديهي است ارزيابي وارزشيابي مناسب و موثر مي تواند كمك بسيار قابل توجهي به اصلاح وبهبود برنامه ها در مراحل مختلف تهيه واجرا بنمايد. از آن جمله مي توان به اصلاح هدف، بهبود مجريان برنامه، طراحي و ساخت مناسب برنامه و انجام تغييرات لازم در كميت وكيفيت برنامه ها اشاره كرد. طبيعتا ساختاري بدون وجود سيستم هاي موثر وكارآمد كنترل و ارزشيابي كه باز خور مناسبي را براي اصلاح و بهبود مستمر وتصميم گيري مديران فراهم ننمايد، يك ساختار قابل قبول و موفق نخواهد بود و ترويج كشاورزي نيز از اين قاعده مستثني نيست.
از سوي ديگر اتخاذ رویكردهای نوین در ارزشیابی برنامههاي ترويج كشاورزي از جمله ارزشيابي مشارکتی اجتماع محور منجر به نظریه پردازیهای جدید و ارائه الگوهای روزآمدی برای ارزشیابی از جمله ارزشیابی توانمندساز شده است. ارزشیابی توانمندساز، نوعی ارزشیابی برنامه می باشد. هر برنامه دارای اهداف، محتوی، كاركنان، مخاطبان و نتایجی است؛ در مدل ارزشیابي توانمندساز با همه اینها سروكار داریم. از طرف دیگر، ارزشیابی توانمندساز، نوعی ارزشیابی كیفی در مقابل ارزشیابی كمی میباشد. البته این بدان معنی نیست كه در ارزشیابی توانمندساز از ابزارهای اندازه گیری كمی استفاده نمی شود، بلكه بدین معنی است كه روح حاكم بر ارزشیابی توانمندساز با ارزشیابیهای كمی كاملاً متفاوت است. از طرف دیگر این مدل ارزشیابی، نوعی ارزشیابی پیامد و در عین حال نوعی ارزشیابی فرآیند نیز می باشد. همچنین این مدل ارزشیابی نوعی ارزشیابی درونی در مقابل ارزشیابی بیرونی می باشد كه داراي اصول زير ميباشد كه با تغييرات ترويج كشاورزي در يك راستا ميباشد و مي تواند براي اثربخشي برنامههاي ترويجي سهم بسزايي در اين برهه از زمان داشته باشد.
· بهبود[1]
· دارندگی اجتماعی[2]
· فراگیری[3]
· مشاركت مردم سالارانه[4]
· عدالت اجتماعی[5]
· دانش محلی(بومی)[6]
· راهبردهای استناد محور[7]
· ظرفیت سازی[8]
· یادگیری سازمانی[9]
· پاسخگویی[10]
[1] - Improvement
[2] - Community Ownership
[3] - Inclusion
[4] - Democratic Participation
[5] - Social Justice
[6] - Community Knowledge
[7] - Evidence-Based Strategies
[8] - Capacity Building
[9] - Organizational Learning
[10] - Accountability
متن منشور توسعه روستايي ايران
این منشور که به نام «منشور توسعه روستایی» نامگذاری شدهاست، چارچوب، اصول و ساختار خویش را برچهار محور رویکردها، اهداف، مبانی اندیشهای و توصیههای سیاستی و نهادی بنا نهاده است که عبارتند از:
1) رویکردها:
تغییر جهت از طرف عرضه به طرف تقاضای مؤثر؛
تأکید بر توسعه روستایی درونزا؛
تأکید بر توسعه روستایی مشارکتی؛
تأکید بر برنامهریزی توسعه روستایی با رویکرد منطقهای و محلی.
2) اهداف
بهبود و توانمندسازی اقتصادی؛
بهبود و توانمندسازی انسانی و اجتماعی؛
بهبود و توانمندسازی حفاظتی (اکولوژیکی)؛
بهبود و توانمندسازی سیاستی و نهادی؛
بهبود و توانمندسازی علمی و تکنولوژیکی.
3) مبانی و چارچوب اندیشهای (نظریهای) :
مشارکت شهروندی با تأکید بر راهبرد مدیریت مردمی؛
ظرفیتسازی پایدار در ابعاد تولیدی، بهبود برابریها و فرصتهای برابر، مردمی و مشارکتی، مدیریتی و بازارهای کارآفرینی روستایی، سیاستهای مناسب؛
تنوعبخشی به اقتصاد روستایی؛
توانمندسازی پایدار.
4) توصیههای سیاستی و نهادی:
4ـ1ـ در حوزه اندیشه فرآیند برنامهریزی:
توجه به آثار جهانی شدن بر جوامع روستایی؛
توجه به نگرش و رفتار نقاط جامعه روستایی؛
توجه به نظریههای انسانگرایی و پایداری در توسعه؛
توجه به برنامهریزی توسعه روستایی در چارچوب برنامهریزی منطقهای با شیوههای نوین؛
توجه به تحول در زمینههای نظام اداری و برنامهریزی از کارگزاری به تسهیلگری؛
تغییر نگرش از «توسعه از مرکز« به «توسعه از پیرامون»؛
بازنگری در سیاستگزاریها به همراه افزودن رهیافت نرم افزاری در کنار رهیافت سختافزاری؛
توجه به تحول مفهوم روستا در هزاره سوم؛
توجه به ابعاد اخلاقی، انسانی، اجتماعی، مکانی، تکنولوژیکی وعلمی در توسعه روستایی؛
ایجاد تحول در الگوهای ذهنی برای کارآمدسازی تخصیص منابع مادی و انسانی؛
توجه به نحوه نگرش به مسایل و توسعه و الگوهای نظری حاکم بر نظام تصمیمسازی، تصمیمگیری و تخصیص منابع؛
توجه به توسعهی حقوق مکانی در عرصه توسعه روستایی.
4ـ2ـ در حوزه فرایند برنامهریزی:
توجه به نگرش سیستمی در سیاستگزاریها و راهبردها؛
توجه به رویکردهای ارتباطی در برنامهریزیها؛
توجه به تفاوتهای بنیادین مفاهیم عمران روستایی و توسعه کشاورزی با توسعه روستایی و فقر با محرومیت؛
توجه به کارآفرینی به عنوان کلید کیفیت زندگی در برنامهریزیها؛
توجه به نقش خبرگان و معتمدان روستایی و سازمانهای غیردولتی (NGO) به عنوان یکی از مراجع مؤثر در توسعه روستایی؛
توجه به شناخت توانها و ظرفیتهای روستایی بهعنوان بسترساز برنامهریزی؛
توجه به برنامهریزی مبتنی بر حوزههای آبخیز؛
توجه به تجربیات و انباشت علمی دیگر کشورها در برنامهریزی؛
توجه به فرآیند گذار از رویکرد عمران روستایی به رویکرد توسعه روستایی؛
توجه به تقویت بهسازی توأم با توانمند و ظرفیتسازی روستایی بهعنوان کلید تقویت سرمایه اجتماعی و زیربنایی؛
توجه به فرایند ارزیابی پایدار به عنوان ابزار بهینه مجریان و جوامع محلی.
4ـ3ـدر حوزه سیاستی و نهادی
توجه به شبکههای بازار و بازاریابی محلی روستایی؛
توجه به رویکرد نظاممند و انداموار در هماهنگیها میان بخشها و اقدامات؛
توجه به دانش بومی در کنار دانش رسمی و تقویت نهادهای مرتبط؛
توجه به ایجاد و توسعهی شبکههای اطلاعرسانی الکترونیکی IT و ICT در روستاها؛
توجه به روش برنامهریزی مشارکتی در برنامهریزیهای عملیاتی بهمنظور تقویت و گسترش توانمندسازیها؛
توجه به راهبرد نظام ادارهی مردمی؛
توجه به تقویت و گسترش نهادهای اعتباری خرد در روستاها ؛
توجه به دانش فنی، تسهیلات مالی و اعتباری، ویژگیهای مکانی در توسعه صنایع روستایی و صنعت گردشگری روستایی؛
توجه به ویژگیهایواحدهای تولید و بهرهبرداری در برنامهریزی و سیاستگزاری؛
توجه به ساختار و سطح سازمانی مناسب توسعه روستایی؛
توجه به کار و تشکلهای غیردولتی زنان و جوانان روستایی.
با توجه به اصول ذکر شده، متخصصان، محققان و برنامهریزان توسعه روستایی شرکتکننده در کنگره برای پیگیری اصول منشور و نهادینه کردن آنها، ضرورت تشکیل «انجمن علمی توسعهی روستایی» (به عنوان نهاد علمی) و «سازمان نظام مهندسی توسعهی روستایی» (بهعنون نهاد نظارتی) و سازماندهی و توسعه نهادهای متکی بر جوامع محلی در کنار نظام اجرایی و برنامهریزی موجود را گوشزد می نمایند و بر لزوم توجه جدی متولیان امر را به ظرفیتسازیهای مورد نیاز جلب مینمایند.
خدا
خدايا...
گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم
گفتی: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶)
گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش میشد بهت نزدیك شم
گفتی: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵)
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲)
گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفتی: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰)
گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار میتونم بكنم؟
گفتی: مگه نمیدونید خداست كه توبه رو از بندههاش قبول میكنه؟! (توبه/۱۰۴)
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟
گفتی: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳)
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵)
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میكنه؛ عاشق میشم! ... توبه میكنم
گفتی: خدا هم توبهكنندهها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲)
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك
گفتی: خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر/۳۶)
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟
گفتی:ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)
با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشتههاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟!
الهي تو در کنار ما هستي. آن کن تا ما تو را احساس کنيم و در کنار تو باشيم.